تاریخ : شنبه 6 دی‌ماه سال 1393 | 14:51 | نویسنده : چکاوک

تشنه یه مشت هیجانم .

انگار سهم الانم از هیجان و چیزایی که چشمامو سه برابر میکنه فقط وقتاییه که عصبانی هستم!

وبقیه حالاتم درنطفه خفه شدن!

دلم دویدن میخواد ،پوشیدن لباسای جورواجورو رنگی ،دوچرخه سواری تو خیابون ،برف بازی ،سروصدا ،جیغ هورا

*برف پارسال همراه بود با دوهفته نبود مادرم (بستری شدن مادربزگ)و سختی خونه داری و امتحانات باهم،وبدتر از اون کشته شدن پسر همسایه ...

**شرایط باعث میشه خیلی از احساساتمو قبل از بروز دادن دفن کنم یه جورایی عقده دارم نسبت به اون هم سنو سالایی که آزادیای بهتری دارن...



موضوعات وب
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 35739



  • paper | ادیات | بک لینک رپورتاژ
  • رپرتاژاگهی | خرید رپورتاژ ارزان