قریبه شده ام باخودی که همیشه بخشنده بود!
سرخوشی همراه با خودخواهی
امید همراه با ترس
دوست داشتنی برای خودِخود
حسی که داشتنی است تا ابد ...
و
تنها برای من
و
تنها برای او
قلمرو میخواهم همچون گنجشگکانی که جیغ سر می دهند
نه من دیگر برای کسی
نه اودیگر برای کسی
حسی شبیه مالک شدن
مالکیت نه از نوع سند دارش
از همان بی اندازه قیمتی بودنش
حسِ مالکیت حسِ خودخواهی
شعر قشنگی
وقت داری در مورد حرف بزنیم؟
مرسی !درکدوم مورد؟
انگاری تو دلت خبراییه بلا;-)
اوهوم !
منم همین حسا رو میخوام خب...
من غربیه شدم...
خیلی غریبه...
چرا سرباز؟
آخی!
ممنونم سمانه عزیزم