-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 آبانماه سال 1392 19:15
چندتا برگ از جزوه معادلات دیفرانسیلو ورق زدم چشمم به یه دستخط نا آشنا افتاد .زوم کردم روش یه دلنوشته بود! امروز بعداز ظهر فکر کردم داره دلنوشته های خودمو میخونه ولی الان دیدم واسم اینو نوشته بود... آسمانم بارانیست ... کوچه پس کوچه های دلم سفید بنده از برف... نمک می پاشم که آبشان کنم ! تا یخ نبندم... آه زخم هایم......
-
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی چشمم دراومد از بس عطسه کردم
یکشنبه 26 آبانماه سال 1392 22:57
یعنی این فین فین ها و عطسه های پشت سر هم منو کشت ... اینجاست که مامانم به حرفش میرسه و میگه:تا تو باشی وقتی من بهت میگم دیگه الان تابستون نیست و لباس گرم بپوش و دستاتو بشورو ...گوش کنی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 آبانماه سال 1392 02:46
سخته لعنتی! نمی تونم سخته عمری تو رو دیکته کردن به دلم و سخته یه شبه همه رو خط زدن بفهم اینو
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 آبانماه سال 1392 18:17
بعضی ها چه مفت بزرگ میشن چه راحت بزرگشون میکنن خیلی وقته روی قواعد دنیا دیگه حساب باز نمیکنم از همون موقعی که فهمیدم ارزش هر آدمی به استعداد و شخصیت و خیلی از چیزایی که یه انسان داره نمیتونه باشه ! از همون وقتی که به مفت زیاد شدن ... به خاطر بزرگترت بزرگ شدن پی بردم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 آبانماه سال 1392 18:11
گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود، زندگی ...عشق ...اسارت ...قهر ....آشتی.... هم بی معنا بود..
-
خسته ام از هر نظر
سهشنبه 14 آبانماه سال 1392 18:03
امروز همه داشتن میرفتن من داشتم می آمدم همه از فعل من متعجب و من در حسرت فعل همه کاش زودتر می رسیدم خونه تا منم میتونستم برم! وقتی میرسم خونه یه کم میشینم تا خونایی که همش توی پاهام جمع شده برگرده ... فکر نکنم تا روزای تعطیل یه روزشم برسم که برم دلم یه ذره شده واسه ی حرکت منظم مردا...وانداختن شال پایین و بالا با گفتن...
-
گل ارکیده
شنبه 11 آبانماه سال 1392 15:45
شاخه ای تکــــــــیده ، گل ارکـــــــیده ، با چشمـــــای خستــه ، لبهـــــــای بسته غم توی چشمـــاش آروم نشستــه شکوفــــه شادیــــش از هــــم گسستــــــه واااااای آشنای درررده ، خورشیدش سررررده ، تو قلب سردش غم لونه کــرده مهتاب عمرش ش ش ش در پشت پــــــــرده هر مـــاه سالــــش پاییز سرده آه ه ه ه دستــــای ظریفــــش...
-
امروز خیلی دلم یه مخاطب خاص میخواست که غرغر کنم و گوش بده
جمعه 10 آبانماه سال 1392 19:16
تغییر لحن؟ تغییر لهجه؟ واسه چی؟ یه آدم ؟ خندم میگیره پ.ن:امروز در حالی این حرکت و دیدم خندم گرفت داشتم بدون وقفه میخندیدم حتی جلوی خود فرد محترم! آخه تا یه ساعت بعد هنوز لحن و لهجه اش برنگشته بود سر جاش ... خیلی سعی کردم بگم و گفتم بی خیال! پ.ن2:از سرویس جاموندم .تا یه جایی !سرعت دویدن من سرویسو برگردوند پ.ن3:یه...
-
هوا عالیه
دوشنبه 6 آبانماه سال 1392 22:53
بوی کاه گل نم خورده ... صدای غرش و نور رعد. اولین بارون پاییزی ! حس بی نظیریه.
-
پاییزی دوست داشتنی...
شنبه 4 آبانماه سال 1392 21:52
* هوای سرد این روزا گر چه میلرزونتم ولی دوسش دارم. انگار هوایی که میکشمش تو ریه هام مشخص تره! چه خوب که گرمای هوا تموم شد هیچ علاقه ای به گرمای تابستونو جکو جونوراش ندارم. ** چند روز پیش وقتی عصر درو باز کردمو اومدم توی خونه یه هو چشمم به گلای ناز زعفرون افتاد که زیر برگای خشکیده ی درختچه ی انگور در اومده بودن و مادری...
-
حسی عجیب
دوشنبه 29 مهرماه سال 1392 20:24
قریبه شده ام باخودی که همیشه بخشنده بود! سرخوشی همراه با خودخواهی امید همراه با ترس دوست داشتنی برای خودِخود حسی که داشتنی است تا ابد ... و تنها برای من و تنها برای او قلمرو میخواهم همچون گنجشگکانی که جیغ سر می دهند نه من دیگر برای کسی نه اودیگر برای کسی حسی شبیه مالک شدن مالکیت نه از نوع سند دارش از همان بی اندازه...
-
سلام
سهشنبه 23 مهرماه سال 1392 13:17
امروز مثلا قرار بود جشن بگیرن آقا ما صبح که اومدیم به اوشون میگیم آقای ....مگه امروز جشن نمیگیرین؟ آقای ...گفتش:نه بابا فقط میخوایم یه شیرینی بدیمو اینا!!!!!!! تعداد دانشجوا امروز کمه اگه همه بودن بهتر بود ... آقا الان همه غذا خوردن یه میز کوچولو گذاشتن اول سالن ورودی یه مشت گل مصنوعی پهن کردن روش بعد بلندگوهام داره...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 11:45
دوستای گلم شرمنده همه ی شما !! دوستتون دارم
-
حسادت
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 11:28
یادمون باشه توی زندگی هر وقت به موفقیتی دست پیدا کردیم اونو برای هر کسی باز گو نکنیم درسته که ما آدما به حمایت حتی اگر بازبان باشه نیاز داریم و این باعث میشه بهتر و تند تر قدم بر داریم ولی اینو هم یادمون باشه همه آدمایی که اطرافمونن خیر خواهمون نیستن ! پ.ن:خراب شدن و به آشوب کشیدن زندگی رو تنگ نظران و حسودان خوب انجام...
-
اگه ایمان داشته باشم بهش زندگی خیلی شیرین میشه
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 11:16
-
ع ش ق تحریف شده
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 09:33
-
به همین راحتی!
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 09:16
همیشه نباید منتظر شنیدن صدای شخصی باشیم که باهاش در ارتباطیم ... گاهی وقتا آدما مستقیم حرف دلشونو نمیگن ،با رفتار کردن اینو نشون میدن! وقتی حالشونو میپرسی و جوابی نمیگیری!یعنی دیگه نمیخوام ببینمت.
-
آرزو میفروشم ...مفت!!!...میخری؟
شنبه 13 مهرماه سال 1392 15:50
آرزوهایم آنقدر غریب و دور بود که همه را از کنج خیال هم پاک کرده ام دیریست که آرزو نمیکنم در خواب هم آرزو ندارم همه چون گنداب بوی تعفن میدهند تناقض دارند با من گره میخورند و به دورم حلقه میزنند،این بیگانگان قدیمی خفه میکنند مرا کاش اخرین بار زندگی را با مردن تدریجی معامله نمیکردم (زندگی کردن من مردن تدریجی بود هر چه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 مهرماه سال 1392 13:23
فعلا کاری نیست که بکنم.از صب تا حالا فقط یه کم با ورد کار کردمو یه چتدتا پیرینت گرفتم.الانم یه چی خوردمو برگشتم... بیچاره دانشجوا!هی میان میخوان غذا رزرو کنن اینام هنوز غذا پخت نمیکنن! فعلا بیکاریمو داریم وبگردی میکنیم فقط حیف این همه سرعت که فیلتر داره توی خونه موندنم کار عاقلانه ای نیست بالاخره هر جور شده باید سر...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 مهرماه سال 1392 19:48
مدتهاست شنوا شده ام با غم هایشان شکل غم میگیرم ودلداریشان میدهد این دل بی پیکرم کاش خوب باشند. کاش همه چیز بر کامشان چون عسل شیرین شود حتی نمیپرد که بگویم هییییییین ،وای پرید بگذار درون دل بیچاره ام بماند تا روزی با خود دفنشان کنم نمینویسم بغض عزیزم لطفا نیا... خسته ام! لطفا نیا
-
اندر حکایت امروز من
یکشنبه 7 مهرماه سال 1392 09:15
اومدم درخواست دادم خدا کنه قبولم کنن فعلا یه ریزه نرم کردم خونه رو ولی اینجا رو نمیدونم چی کار میکنن یه دسته درخواست دستش بود فک کنم من آخریه بودم ولی اکسل کار نکردم هنوز توی برگه درخواست کار دانشجویی نوشته wordتا چه حد کار کردی ؟به آقاهه میگم من بلدم کار کنم یعنی چی در چه حدی میگه بنویس خوب!!! خب منم نوشتم خوب !!کار...
-
مگس صفتان
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 10:16
توی بحثی که با یه دوست داشتم راجع به یه مسئله ای !من سعی داشتم آرومش کنم و دستم خالی بود !دستم خالی بود، زبونم نمیچرخید برای این که مرحمی بشم براش ! مثال خیلی خوبی برام زد . بعضی ها که موجب رنجش طولانی مدتش شده بودن رو به مگس تشبیه کرد ! چند هفته ای میشه به این موضوع فکر میکنم .الان میبینم همچین بی ربطم نگفته. توی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 شهریورماه سال 1392 15:05
خوشجل موشجل من بزرگ نشده؟
-
کویری
شنبه 23 شهریورماه سال 1392 15:01
یه درخت خشک و بی برگ میون کویر داغ توی ته مونده ذهنش نقش پر رنگ یه باغ شاخه سبز خیالش سر به اسمون کشید برو دوشش همه پر شد زه اقاقی سپید زیر سایه خیالی کم کمک چشماش رو بست دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشت ا ولی گفت: اگه بارون باز بباره تو کویر دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر دومی گفت: که قدیما یادمه کویر نبود...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریورماه سال 1392 07:26
از 25 کلاسا شروع میشه و هنوز تکلیف سرویس مشخص نیست باید دیگه صبح زود بیدار شدنو شروع کنمو عادت کنم!صبح زود من یعنی 6یا 5.30وگر نه عادت ندارم تا لنگ ظهر بخوابم امروز 5.30بیدار شدم ملت بدونید من امروز صبح زود بیدار شدم چند تا عکس خوشگلم گرفتم دوس داشتین ترشیف ببرید ادامه این پرنده ی کوشولو از دیروز تا حالا هی میاد تو...
-
خود کشی؟؟؟؟؟نه!!!!
پنجشنبه 21 شهریورماه سال 1392 06:57
تا یه کم شرایط عوض میشه و تحمل نداریم دیگه بمونیم یا وقتی که کسی آزارمون میده! یا وقتی هیچ چیز مطابق میل ما نیست و پیش نمیره از خستگی میگیم !از بریدن ! دیگه هیچ چیزو نمیتونیم ببینیم چون قسمت زیادی از ذهنو فکرمون مشغوله ولی میشه! زیبایی زیاده باید یکم تغییر بدیم خودمونو عادتهامون مونو از مرگ گفتن خیلی راحته !وقتی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 شهریورماه سال 1392 18:37
به یاد فراموشی میسپارند اعمال خود را خیره میمانند به چشمانت تا ببینند رفتار گذشته شان عکسی دارد؟؟؟ هیچ پشیمانی در فکر و اندیشه نابه خردانه شان راهی ندارد آری همان ها که جز انباشته کردن در کیسه ی شکم کاری نمیدانند و نمیتوانند! پر که شد کمر تکیده میکنندو پا دراز زبان شان عجیـــــــــــــــــب کار میکند در عجبم لطف خدا...
-
امان از امان
شنبه 16 شهریورماه سال 1392 09:58
امان از روزی که فریاد عقل گوشت را به بی رحمی کر کند امان از روزی که با پای عقل روی احساست که به اشتباه بودنش پی برده ای قدم رو میکنی امان از بودن و نبودن امان از لحظه ای که شاید بی خدا حافظی تمام شود امان از باور یک انسان در پیچ و خم زندگی امان از آه یک دل که تا هست میسوزد و میسوزاندت امان از امان که اگر امان میدیدی...
-
هر انچه را که میخواهند باید بشنوی
پنجشنبه 14 شهریورماه سال 1392 22:05
به نظرم بهترین ماه تابستون ماه شهریوره هوای معتدل و نسیم نسبتا خنک حداقل میشه یه کم توی حیاط قدم زد بعد از مدت ها تخمه شکست من دوست دارم قدم که میزنم فقط سکوت شب باشه و صدای طبیعت ولی مثل این که شب جمعه حق نداری همچین هوسایی به دلت راه بدی اول دعای کمیل و صای نجوا و بلندگوی تا آخر بلند و دوم صدای جشن و شادی مطرب و...
-
شک نکن
دوشنبه 11 شهریورماه سال 1392 12:52
یادمه یه بار یه مستند دیدم راجع به قطرات آب که یه پژوهشگر ژاپنی تحقیق کرده بود روی شکل ظاهر ی و باطنی آب! با پخش آهنگ خوب و بد !چسبوندن حروف زیبا مثل عشق، خدا، مادر ،همسر.وهمچنین خوبی، نیکی،زیبایی وعکس وسپس فریز و منجمد کردن قطره ها و دیدن اونها توسط میکروسکوپ الکترونی و عکسبرداری از اون ها نشون داد که شکل منجمد شده...